
ماییم که از خاک به افلاک رساندیم
نام هنر و اسم کرم را به سزاوار
هسته اولیه اسلام در زمان پیامبر اکرم (ص) شکل گرفت و بنیادهای آن
استحکام یافت و در برابر عوامل مخالف به نحو وصف ناپذیری مقاومت کرد
و پس از دفع جریانهای مزاحم پیشروی خود را آغاز نمود و تا اواخر حیات
ظاهری پیامبر اکرم (ص) تمامی جزیره العرب در سیطره اسلام قرار
گرفت. پس از رحلت رسول خدا اسلام جوان و قدرتمند و پرشتاب از
مرزهای جزیره العرب گذشت، در سال 13 هجری عراق به تصرف
مسلمین درآمد، در سال شانزده سوریه و آسیای صغیر، در سال هفده
بیت المقدس، در سال نوزدهم ایران، در سال بیست و دو مصر، در سال
بیست و هشت قبرس، در سال سی و دو قفقاز، در سال چهل و یک
افغانستان، در سال پنجاه افریقای خاوری، تا دروازه های کارتاژ و سواحل
اقیانوس اطلس، در سالهای هشتاد موریتانی، مراکش و لیبی و تونس و
الجزایر، در سالهای یکصد هجری اسپانیا و پرتقال بوسیله اسلام فتح
شد، این فتوحات سریع اغلب به سهولت انجام می گرفت زیرا اسلام
پیام آور دوستی و عدالت، برادری و برابری و مدافع حقوق رنجدیدگان و
محرومان بود و قبل از حضور ظاهری، با معنویت و فرهنگ خود قلبها را
فتح می کرد.به موازات پیشرفت های نظامی تمدن اسلامی نیز
درخشندگی خود را آغاز کرد، بر اثر ارزشی که اسلام برای علم و عمل
قائل بود مسلمین به کسب علم و کار و تلاش روی آوردند در زمان خود
پیامبر (ص) کتابت و دانش اندوزی در میان مسلمین رواج یافت
مکتب خانه ها بوجود آمد، رفته رفته دانشگاهها و مدارس عالی تاسیس
شد. مدارس مهمی چون نظامیه، منتصریه، جلاویه، جوزیه و الازهر بنا
گردید. خواجه نظام الملک وزیر دانشمند و دانش دوست سلجوقی نزدیک
به شصت هزار دینار برای تاسیس نظامیه بغداد مصرف کرد، در اصفهان،
نیشابور، بلخ و هرات نیز نظامیه های دیگری ساخت، پس از آن دانشگاه
منتصریه تاسیس گردید. این دانشگاه از چنان اهمیتی برخوردار شد که
نظامیه ها را از رونق انداخت. همین نظامیه ها بودند که سرمشق
مدارس اروپا گردیدند. در میان مسلمین حتی مدارس سیار تاسیس شد،
دانشمندان فراوانی در این مدارس تربیت شدند، رشته های مختلف
ادبیات، عرفان، فلسفه، طب، فیزیک، ریاضیات، صنعت، کشاورزی، در
میان مسلمین پیشرفت فراوانی کرد، ابن عوام کتاب الفلاحه را در
کشاورزی نوشت، محمد ابن موسی خوارزمی اولین کتاب را در جبر و
مقابله تالیف کرد، خیام به تحقیق در حل معادلات درجه یک و دو و سه
پرداخت، ابوالوفاء کتاب مثلثات را تالیف کرد، عبدالرحمن کتاب
صوره الکواکب را نوشت، ابومعشر بلخی تاثیر ماه را در جذر و مد بررسی
کرد، ابوهیثم که در میان اروپائیان به (الحسن) معروف است پدر فیزیک و
جابر بن حیان پدر شیمی جهان لقب یافتند، ابوریحان بیرونی و زن
مخصوص شانزده جسم را به طور دقیق تعیین کرد، عباس ابن فرناس
اندلسی اولین وسیله پروازی و هواپیمای جهان را اختراع کرد.
ابن خلدون جامعه شناسی و فلسفه تاریخ را بنیاد نهاد، حنین ابن
اسحق اولین رساله ها را در چشم پزشکی تدوین نمود و مسلمین در
چشم پزشکی پیشرفتهای زیادی کردند، آنها آب آوردگی چشم را با
مهارت عمل می کردند. زکریای رازی قدیمی ترین رساله پزشکی را در باب
سرخک و آبله نوشت، کتاب الحاوی رازی یک دایره المعارف بزرگ طبی
است که به لاتین ترجمه شده و در اروپا تدریس می شد، او وقتی
می خواست بیمارستانی در بغداد بسازد، قطعات گوشتی در جاهای
مختلف بغداد آویخت و در محلی که آثار عفونت کمتر در گوشت پیدا شد
بیمارستان را بنا کرد، کتاب قانون ابن سینا عظیم ترین اثر طب اسلامی،
انجیل مقدس پزشکان اروپایی محسوب می شد، ابن رشد اندلسی
نشان داد که یک انسان دوبار آبله نمی گیرد، ابن طفیل دمشقی قرنها
قبل از سروتبوس اسپانیائی حرکت و گردش خون را بیان کرد، ابوالقاسم
زهراوی چندین وسیله جراحی اختراع کرد، اولین تحقیقات درباره جذام
بوسیله مسلمین انجام شد. اطبای اسلامی روشهایی برای خورد کردن
سنگ مثانه ابداع کردند، آنها مالیخولیا را با مهارت معالجه می کردند و به
داروی بی حسی آگاه بودند مسلمین در علوم طب و پزشکی و بهداشت
و درمان پیشرفتهای زیادی کرده بودند و بیمارستانهای زیادی ساختند و
حتی بیمارستان سیار داشتند، در زمینه داروشناسی و داروسازی نیز
موفقیتهای زیادی به دست آوردند آنها برای شناخت دارو سفرهای
تحقیقی علمی وسیعی انجام می دادند، ابن بیطار در اکثر بلاد اسلامی
مسافرت کرد و نام یکهزار و ششصد دارو را در کتاب خود به ثبت رساند.
مسلمین به کتاب و کتابخانه علاقه بسیار نشان دادند، صنعت
کاغذسازی رواج زیادی پیدا کرد، در بسیاری از شهرها کتابخانه عمومی
وجود داشت، در بیت الحکمه مامون انواع کتب موجود بود، کتابخانه
عضدالدوله دیلمی در شیراز چنان عظیم بود که می پنداشتند هیچ کتابی
تالیف نشده مگر آن که نسخه ای از آن در این کتابخانه موجود است، در
این کتابخانه کتب برحسب موضوع در حجره ها نگهداری می شد.
سامانیان نیز چنین کتابخانه ای داشتند، برای حمل کتابخانه صاحب ابن
عباد چهار صد شتر لازم بود.
در کتابخانه فاطمیان مصر نیز دویست هزار جلد کتاب موجود بود، کتابخانه
حکم دوم در قرطبه چهار صد هزار جلد کتاب داشت که چهل و چهار جلد
کتاب فهرست آن را تشکیل می داد، در شهر غرناطه هفتاد کتابخانه
عمومی وجود داشت در حالی که چهارصد سال بعد از آن شارل عاقل در
فرانسه با تلاش بسیار کتابخانه ای تاسیس کرد که تمامی کتابهای آن به
یکهزار جلد نرسید و این در حالی بود که یک سوم آنها را کتب اوراد
کشیشان تشکیل می داد، کتابخانه سلطان مراکش را که دزدان دریایی
غارت کردند به چهارصد هزار جلد می رسید همین کتب به دست فیلیپ
سوم افتاد و اساس کتابخانه معروف اسکوریال را تشکیل داد، مسلمین
در جغرافیا نیز پیشرفتهای زیادی کردند آنها قرنها قبل از مارکوپولو چین و
ژاپن را شناختند و خیلی پیش از کریستف کلمب به وجود جزیره ای که
امریکا نام گرفت پی برده بودند.
هنر و زیبایی: اشتیاق مقدس و معنوی هنرمندان مسلمین را بر آن
داشت که آنچه از هنر در تصورشان می گنجید وقف خدمت در اماکن
مذهبی و مساجد کنند و یک نمایشگاه با شکوه از هنر و زیبایی در
سرزمینهای اسلامی بوجود آورند، وجود ابنیه عظیم و خیال انگیز،
ستونهای پرهیبت، طاقهای هلالی، مناره ها و مقرنس کاریها، حاکی از
تناسب و هماهنگی هنری و عظمت و کمالی است که در سراسر قلمرو
اسلامی جلوه کرده است، در شام، مصر، هند، اندلس، ایران، عراق و در
همه جا شکوه افسانه ای آن به چشم می خورد، صنعت و هنر اسلامی
توانست از شکوه خیال انگیز قصر الحمراء در اسپانیا و ظرافت بی مانند
تاج محل نوعی جلوه ابدی انسانی را به نمایش بگذارد؛ قصر الحمراء از
ورای غبار قرنها هنوز چنان پرشکوه و جلال است که به قول هوگو، گوی
پریان یک رویای زراندود و آکنده از آهنگ ساخته اند و بنای تاج محل با
چنان تناسب و زیبایی و ظرافتی است که بیننده این رویای مرمرین
بی اختیار زمزمه می کند که اگر زمانه عقل و هوش داشت شاید هر چه
جز تاج محل بود منهدم می کرد و این دردانه را که نشانه گرانمایه شرافت
آدمی است بر جای می نهاد. هنرمندان اسلامی در مینیاتور، تذهیب و
خوشنویسی چنان ذوق و حوصله ای به کار می بردند که زیبایی و قدس و
عظمت مساجد را مجسم می ساختند قالی ها به قدری از نظر لطف و
ظرافت و نقش و رنگ ممتاز بود که زیباترین آثار امروز در برابر آنها ناقص و
بی اندام می نماید، به کارگیری انواع مواد و وسائل چون گچ، کاشی،
مرمر، جواهر، بلور، عاج، در آثار گوناگون از برج، قصر، مسجد، مناره،
ایوان، خط، مینیاتور، تذهیب، زندگی را از ذوق و زیبایی می آکند.
در هنر و فلسفه اسلامی شخصیتهایی چون فارابی، ابن سینا، خواجه
نصیر، میرداماد، اسحق کندی، ابن رشد، سهروردی، ملاصدرا و صدها
شخصیت دیگر سرآمد فلاسفه جهان محسوب می شوند، همچنین در
عرفان و ادبیات؛ ادبیات اسلامی تاثیر زیادی در ادبیات اروپا از خود به جای
گذارد، داستانهای هزار و یکشب دربار خیال انگیز هارون الرشید، کلیله و
دمنه، مرزبان نامه و سندباد، بلوهر و یوذاسف، رمان فلسفی ابن طفیل و
صدها اثر ارزنده دیگر به لاتین ترجمه شد، مکتب رمانتیسم اروپائی به
ادب اسلامی مدیون است، ما در این نوشته در پی آن نیستیم که به
توضیح تفصیلی تمدن اسلامی بپردازیم که شرح و تفصیل آن دهها کتاب
قطور را تشکیل می دهد، علاقمندان به کتب مربوطه از جمله کتاب تمدن
اسلامی و عرب کوستاولوبون و جرجی زیدان و کتاب کارنامه اسلامی
می توانند مراجعه فرمایند. در این جا اضافه می کنم که اهمیت تمدن
اسلامی تنها به فلسفه، عرفان، فقه، حدیث، تاریخ، جغرافیا،
گیاهشناسی، فیزیک، شیمی، پزشکی، صنعت و کشاورزی نیست بلکه
آنچه اهمیت دارد و موتور حرکت این تمدن ارزشمند بشری محسوب
می شود فرهنگ و معنویت اسلامی است همین فرهنگ و معنویت باعث
شد که حکام اسلامی این کشور عظیم و پهناور را به سهولت اداره کنند
و از اقوام و نژادهای گوناگون یک امت واحد بسازند. تمدن اسلامی
نه عربی است نه ایرانی نه هندی و نه ترکی بلکه تمدن اسلامی یک
تمدن الهی است که در نهایت اعتدال و هماهنگ با فطرت انسانی است
و ردائیست درست به قد و قامت انسان. اروپائیان امروز که در اوج
شکوفایی تمدن اسلامی دوران تاریکی و وحشی گری را می گذراندند از
تمدن اسلامی بهره ها جستند، آنها رنسانس خود را مدیون تمدن
اسلامی هستند اما همان قساوت را که در جنگهای صلیبی به کار
بردند، در تاریخ و فرهنگ نیز حقوق مسلم مسلمین را در تمدن امروز
جهانی با ناجوانمردی انکار کردند، اینک همه امیدها به اینست که ملت
انقلاب ایران اسلامی تمدن شایسته اسلامی را در عصر سازندگی یکبار
دیگر بهتر از گذشته احیا نماید و نویسندگان اسلامی آن را به رشته
تحریر کشند و شعرای اسلامی بسرایند همچون شاعران گذشته که
برخی از آنان بیاد همان دوران عزت سرودند که:
ماییـم که از پادشهان باج گرفتیـم
زان پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم
دیهیم و سریر از گُهَر و عاج گرفتیم
وز پیکرشـان دیبَـه و دیباج گرفتیم
ماییـم کـه از دریـا امـواج گرفتیم
و اندیشه نکردیم ز طوفان و ز تَیـار
در چین و خُتَن وِلوِله از هیبتِ ما بود
در مصر و عَدَن غلغله از شوکت ما بود
در اندلس و روم عیان قدرت ما بود
غَرناطـه و اِشبیـلیـه در طاعت ما بود
صقلیه نـهان در کنف رایتِ ما بود
فرمـانِ همـایونِ قضـا آیـتِ ما بود
جاری به زمین و فلک و ثابت و سیار
خاک عـرب از مشرقِ اقصی گذراندیم
وز ناحیـه ی غـرب بـه اِفریقیه راندیم
دریای شـمالی را بر شـرق نشاندیم
وز بحر جنـوبی به فلک گرد فشاندیم
هند از کف هندو، ختن از ترک ستاندیم
ماییـم که از خـاک بر افلاک رساندیم
نام هنر و رسـم ِ کَـرَم را به سزاوار
برچسب: نگاهی به تمدن جدید,نگاهی به شهر در تمدن اسلامی,
نویسنده: مهدی رادمنش