خرید بک لینک

مدرسه:

در سلسله مقالاتی که به عنوان سازندگی تقدیم خوانندگان محترم

گردید، عرض شد که: گام اول در تولید نسل سالم و انسان ساز، با 

ازدواج آغاز می شود، اگر ازدواج فیمابین خانواده های اصیل و دارای

سلامت روحی و جسمی و اخلاقی صورت گیرد، طبق قانون وراثت و

اثرات ژنتیکی، سلامت نسل پایه گذاری می شود. نخبگان جامعه، علما و


به ویژه حکومت که در اندیشه حفظ سلامت و برازندگی جامعه خود

هستند باید مردم و به ویژه جوانان را در امر ازدواج موفق و پایدار و به

هنگام، مساعدت و راهنمائی کنند.

گام دوم مربوط می شود به دوران جنینی و سازمان یابی اندام و نفخ روح

در بدن جنین، در این دوره نیز شرایط و تکالیفی به عهده پدر و مخصوصا

مادر قرار دارد که در صورت رعایت آنها شخصیت کودک پایه گذاری

می شود.

گام سوم مربوط است به بعد از تولد از شیرخوارگی تا قبل از مدرسه و

نقش های مراقبتی و تربیتی که پدر و مادر در جهت قوام یافتن شخصیت

کودک عهده دار هستند، طی مقالات پیشین در حد ضرورت به این مسائل

پرداخته شده است، اینک نوبت به گام چهارم می رسد و آن دوره تعلیم و

تربیت در مدرسه است.

گفته اند کلمه دبستان در اصل ادبستان بوده یعنی محل ادب آموزی و

فرهنگ پذیری و مدرسه یعنی محل درس گرفتن و دانش آموختن برای

چگونه زیستن، بعد از خانواده مدرسه مهمترین پایگاه تعلیم و تربیت

انسان است، اگر خانواده و مدرسه وظیفه خود را در تعلیم و تربیت به

درستی انجام دهند برای آینده فرزندان جای نگرانی وجود ندارد، زیرا در

این دوره شخصیت فرزندان به خوبی استحکام می یابد پس از آن عوامل

منفی محیطی نمی توانند تاثیرات زیان بخش قابل ملاحظه ای داشته

باشند و اگر هم داشته باشند گذرا و زائل شدنی است.

کودکان در مدرسه به سه چیز نیازمندند: کلاس درس، کتاب و معلم.

 کلاس درس باید جایگاه آرامش باشد. بعد از انقلاب در این جهت

تلاشهای خوبی در مدرسه سازی صورت گرفته است و به ویژه از ناحیه

خیرین مدرسه ساز که عاشقان توسعه فرهنگ و ادب جامعه هستند این

عزیزان در پیشگاه خداوند ماجورند، در عین حال نیازها کاملا برطرف

نشده، این کار مفید و خداپسندانه لازم است استمرار داشته باشد.

در زمینه کتاب و تغییرات نظام آموزشی اقدامات مکرری صورت پذیرفته اما

باز هم اشکالاتی وجود دارد از جمله اینکه، حجم بعضی کتب درسی زیاد

است، گویا تدوین کنندگان محترم هر مطلبی را که مفید یافته اند، دوست

داشته اند در کتاب بگذارند. در نتیجه حجم بعضی کتب درسی زیاد شده،

خوب است از کمیت کاسته و به کیفیت بیفزایند. فرصت و روحیات دانش

آموزان را در نظر داشته باشند، زیرا اینان در دورانی به سر می برند که

عشق و نیاز به بازی دارند.

 در این میان آنچه از همه مهمتر است معلم است، امروزه بحمدالله

امکانات تحصیلی پیشرفت کرده، در گذشته چنین نبود دانش آموزان در

اطاقهای گلی و بعضاً نمور و بدون پنجره، بر تخت پوستی که خود تهیه

کرده بودند می نشستند و در محضر استاد درس می آموختند. کتاب و قلم

و کاغذ درستی نداشتند، گاهی مشق های خود را بر تخته چوبی

می نوشتند، بعد از تمرین و یادگیری آنرا می شستند و درس دیگری را بر

تخته چوب می نوشتند، با این همه دنیا شاهد درخشش دانش و وجود

بیشترین و بزرگترین دانشمندان جهانی در دنیای اسلام و ایران بود. علت

اصلی را باید در دو چیز جستجو کرد: عشق به تدریس در استاد و عشق

به تحصیل در دانش آموز، برای موفقیت یک کشور باید مسئولیتها

براساس شایستگی بین اشخاص توزیع شود رعایت این مسئله در سه

مورد از اهمیت بیشتری برخوردار است: یکی قاضی که احقاق حقوق

مردم در دست اوست، دیگری پزشک که مردم جان و تامین سلامت

خود را به او می سپارند و سوم معلم که مردم فرزندان خود را جهت

تعلیم و تربیت به او تسلیم می کنند. به همین جهت، سزاوار نیست که

آموزش و پرورش به طور فله ای هر صاحب مدرکی را به معلمی بگیرد تا

هر شخص که در زمینه های دیگری، شغلی به دست نیاورد به خاطر

خلاص شدن از بیکاری به سراغ معلم شدن بیاید، چنین فردی بی انگیزه

خواهد بود و شایستگی تعلیم و تربیت نسل جامعه را ندارد.

آموزش و پرورش باید از میان اشخاص باصلاحیت و علاقمند به کار تدریس

و معلمی، بعد از آزمون و مصاحبه های لازم معلم انتخاب کند و انتخاب

شدگان را به تربیت معلم بسپارد تا پس از طی مراتب آشنائی با

روشهای تربیتی و تدریس وارد عرصه معلمی بشوند.

معلمی کار انبیا است به همین جهت بس شریف و در عین حال

طاقت فرسا است. معلم باید از سه ویژگی مهم برخوردار باشد: اول اینکه

دارای ایمان نیرومند به خدا باشد و کارش را با اخلاص برای خدا انجام

دهد، دوم اینکه در جهت انجام مسئولیت خود از دانش لازم برخوردار

باشد و سوم اینکه انسان دوست باشد و عاشقانه برای علم آموزی و

تربیت انسانها تلاش کند. همان ویژگی که پیامبران خدا از آن برخوردار

بودند. در فرهنگ ما همواره احترام و محبت بین استاد و شاگرد معمول

بوده است.

روزی با جمعی از آقایان علما در محضر خطیب معروف آیت الله فلسفی

بودیم که آیت الله نوری همدانی وارد شدند، این قضیه قبل از اعلام

مرجعیت ایشان بود، ضمن صحبت آیت الله نوری فرمودند: من کتابی

پیرامون زندگی علمای شیعه در دست تهیه دارم و نکات زیبائی در

زندگی علما وجود دارد از جمله محبت آنها نسبت به شاگردان، برای

مثال: بعضی از شاگردان آیت الله مرعشی نجفی در مضیقه شدید مالی

بوده اند خود آقا پولی که به آنها کمک کنند نداشتند، ایشان روزه و نماز

استیجاری قبول می کردند و پولش را به شاگردان نیازمند می دادند. آقای

فلسفی از این همه محبت استاد نسبت به شاگرد در حوزه های علمیه

تعجب کردند.!!!

 امروزه مسئولیت های یک معلم بسیار سنگین و به همان نسبت شریف

و ارزشمند است. انواع مواد مخدر از سیگار گرفته تا قرصهای روان گردان و

انواع مواد تحذیر کننده به جامعه و به ویژه نسل جوان هجوم آورده است

تهاجم فرهنگی از طریق کانالهای فضای مجازی و اینترنت در بعضی موارد

امنیت اخلاقی و حیا و عفت جامعه و نسل جوان را به بازی گرفته است،

فرزندان ما باید در برابر این تهاجمات مصونیت پیدا کنند و با آداب و اخلاق

اسلامی بار بیایند، فرزندان ما باید بیاموزند که به پدر و مادر و معلم و

بزرگترها احترام بگذارند و مسائل اساسی دین خود را از قبیل اصول دین

و فروع دین و قرآن را در دوره شش ساله ابتدائی به خوبی بیاموزند. خدا

رحمت کند ملامکتبی ما را، ضمن اینکه در طی روز عمه جزء و قرآن و

بعضی کتب فارسی را درس می داد، یک ساعت قبل از غروب که باید

تعطیل می شدیم همه بچه ها کتابهای خود را می بستند و دور هم

می نشستند و اصول دین و فروع دین را تمرین و تکرار می کردند.

مدارس ما همپای تعلیم، باید تربیت را نیز به محصلین بیاموزد. زیرا این دو

هم سنگ و هم پای یکدیگرند من عقیده ندارم که امورتربیتی از

امورآموزشی جدا باشد، هر معلم باید مربی هم باشد با رفتار خود و با

گفتار خود، همان گونه که پیامبران هم معلم بودند و هم مربی، قبول دارم

که بعضی از دروس دینی تخصصی است که باید متن و معلم مخصوص

به خود داشته باشد، اما خداشناسی در انحصار یک درس نیست خدا در

همه جا و در همه چیز هست چه آنکه همه موجودات آیات خدا هستند.

به یاد دارم در دوره دبیرستان دبیری داشتیم که زیست شناسی تدریس

می کرد او درسش را بسیار زیبا و دقیق ارائه می نمود. یک روز پیرامون

یک برگ درخت توضیح می داد که دارای چند لایه است و ورقه نازک روی

برگ چگونه نور و هوا را جذب می کند و برمی گرداند، رگه های درون برگ

چه نقشی دارند و چگونه رطوبت از ریشه و شاخه ها به برگ جذب

می شود، من بعد از درس ضمن تشکر از ایشان گفتم شما خیلی خوب

یک برگ را تشریح کردید چه خوب بود در آخر می فرمودید: این برگ به این

ظرافت و زیبائی و پیچیدگی را چه کسی آفریده است؟ (خدا). او هم از

این تذکر تشکر کرد، از آن به بعد این تذکر را رعایت می کرد و درس بسیار

زیباتر و اثربخش تر می شد. بنابراین هر استاد و معلمی اعم از فزیک و

شیمی و زیست و ریاضی و ... در عین حال که علمی را می آموزد

می تواند معلم توحید و خداشناسی نیز باشد. «وفِی کلِّ شیءٍ لَهُ آیه ٌ,

تَدُلّ على أنّهُ الواحِدُ»

درهر چه بنگرم تو نمودار بوده ای        ای نانموده رخ تو چه بسیار بوده ای

معلم باید توجه داشته باشد این کودکان و نوجوانان که به منظور تعلیم و

تربیت در اختیار او قرار گرفته اند ابزار نیستند انسانند، اگر آهن بودند معلم

می توانست با گرم کردن و کوبیدن چکش او را هموار کند و به شکل

دلخواه درآورد. اگر چوب بودند، می توانست گره های آنها را با رنده صاف

کند. اگر سنگ بودند، می توانست با قلم و چکش از آنها مجسمه های

دلخواه را بسازد. اما آنها نه سنگند و نه آهن و نه چوب، انسانند. قلب

دارند و احساس، می توانند مقاومت کنند اینست که کار معلمی بسیار

دشوار است. معلم علاوه بر دانش به صبر و حوصله نیازمند است و

اخلاق، از این جهت است در روایات ما علم همرا با حلم آمده است. امام

صادق علیه السلام فرمودند: «اُطلبُوُا العِلمَ و تَزیَّنوُ مَعَهُ بِالحِلمِ وَ الوِقار»

علم بیاموزید و آنرا به حلم و متانت و وقار زینت بخشید.

(اصول کافی ج 1 ص 44)

 و از این جهت است که خداوند پیغمبرش را به صبر و رحمت و مهر

ستوده و این رحمت و مهربانی را رمز موفقیت پیامبر شمرده و

می فرماید: «فَبِمَا رَحْمَه مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ

لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» با رحمتی از جانب خداوند با مردم نرم و مهربان

شدی، اگر خشن و سخت دل بودی مردم از گردت پراکنده می شدند و از

این جهت است که خداوند آن مهر افسانه ای را به مادر عنایت کرده که با

حوصله و عشق از کودک پرستاری می کند و از این پرستاری لذت

می برد. معلم کارش در ادامه کار پیامبر و پدر و مادر است و لازم است

همچون آنان عاشق تعلیم و تربیت و نسبت به دانش آموز دلسوز و

مهربان باشد. اسلام مقام و احترام معلم را هم سنگ احترام و مقام پدر

قرار داده و سمت پدری برای معلم قائل شده و فرموده است: «أبٌ وَلَّدَکَ،

و أبٌ زَوَّجَکَ، و أبٌ عَلَّمَکَ» معلم، پدر روحانی و پرورش دهنده روح و روان

انسان است و با هر آبیاری از علم و ادب و حرس کردن رزائل اخلاقی از

وجود نونهالان، این نهال ها را نشو و نما می دهد.

معلمان علاوه بر آموزش باید به راز و رمزهای تربیت کودکان و نوجوانان

آگاه باشند و آنان را به درس و مدرسه علاقمند سازند که فرموده اند:

درس ادیب گر بود زمزمه محبتی    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

در گذشته اگر کودکی درس نمی خواند یا بی ادبی می کرد به فلک

می بستند و کف دستی و کف پایی می زدند، این گرچه گاهی لازم بود و

لذا گفته اند: "چوب استاد به ز مهر پدر" اما در کل به عنوان یک روش

تربیتی جالب نبود. اکنون این روش تا حدودی در شهرهای بزرگ منسوخ

شده و اما بعضاً روشی به مراتب بدتر به وسیله بعضی معلمان ناآگاه و

بدخلق اجرا می شود و آن تحقیر دانش آموز است. در کلاس درس و در

برابر دیگر دانش آموزان.

دانش آموزی را می شناسم که معلمش او را در کلاس تحقیر کرده بود

تاحدی که معلم گفته بود او را در برابر دانش آموزان نگهدارند و به عنوان

تجسم بی لیاقتی از او فیلم بگیرند، روحیه این کودک به کلی درهم

شکسته و امیدش را به تحصیل از دست داده بود، مدرسه اش را عوض

کردند او اکنون یکی از موفق ترین محصلان در دوره دبیرستان است. دانش

آموز دیگری را می شناسم که به جرم تکلیف انجام ندادن معلم او را در

کلاس تحریم کرده بود و به دانش آموزان گفته بود به او اعتنا نکنند و با او

حرف نزنند، پدر و مادر مجبور شدند او را نزد روانشناس ببرند، روانشناس

بعد از صحبت با وی، گفته بود او یک نبوغ نهفته دارد با او بد برخورد شده

و او را به سرخوردگی کشانده اند. این گونه روش ها به وسیله بعضی

معلمان ناشی و وظیفه نشناس بسیار زیان بخش است و ضد تربیت.

سخن در این زمینه فراوان است و هزار نکته باریکتر از مو در این عرصه

وجود دارد. غرض این بود که نسبت به دوره بسیار مهم مدرسه، در جهت

تعلیم و تربیت نسل آینده یادآوری صورت گیرد، تا جامعه و حکومت بیش

از پیش به مسئله آموزش و پرورش توجه کنند و حرمت معلم باید در

جامعه و خانواده و دانش آموزان محفوظ بماند، آنان در مضیقه زندگی

نباید قرار داشته باشند،در عین حال معلمان و اساتید محترم باید جایگاه

و ارزش مهم کار خود و اجرالهی که در این کار نهفته است در نظر داشته

باشند که، مهمتر از پول و میزان حقوق و زرق و برق دنیوی است. باید

پیوند بین خانه و مدرسه در جهت ارتقاء دانش و تربیت دانش آموزان

تقویت شود. من زمانی خدمتی در مرکز رسیدگی به امور مساجد

داشتم و طرح مثلث بین مسجد خانه و مدرسه را تهیه کردم. در این

موضوع پیشرفتهایی نیز صورت گرفت اما ناتمام ماند. همان گونه که

بسیاری طرحهای مفید در کشور و جامعه ما با تغییر افراد ناتمام

می ماند، خداوند ما را در جهت اصلاح خود، خانواده خود و جامعه موفق

بدارد که در سایه انقلاب و نظام اسلامی جامعه نمونه ای را به جهان

عرضه کنیم.

ادامه دارد...

برچسب: گام به گام دروس چهارم ابتدایی,گام چهارم جلوه در آینه,گام به گام دروس چهارم تجربی, نویسنده: مهدی رادمنش تاريخ: يکشنبه 5 دی 1395 ساعت: 2:44

صفحه بندی