آزادی، ناموس آفرینش و هدیه خداست به زندگی، استعدادهای نهفته
در باطن موجودات زنده، در سایه آزادی است که فرصت بروز و ظهور
می یابند و بدون آن هیچ ذی حیاتی به سرحد رشد و کمال نخواهد رسید.
هسته یک گیاه آنگاه رشد می کند و به درختی سایه دار و پرثمر مبدل
می شود که خود را از زندان خاک رهائی بخشیده و به فضای آزاد برساند
وگرنه در محبس خاک می پوسد و از میان می رود. یک حشره یا یک پرنده
آنگاه پای به دایره رشد و کمال می گذارد که حصار تنگ تخم را بشکند و
به محیط آزاد وارد شود تا تبدیل به زنبور عسل یا کبوتر و طاووس گردد
والا محبس او مدفنش خواهد شد.
در این میان انسان به عنوان اشرف مخلوقات بهره ویژه ای از آزادی دارد.
خداوند منان با دو امتیاز ارزنده، انسان را از سایر موجودات جدا نموده و
به او کرامت بخشیده است: یکی از آن دو عقل است و دیگری آزادی.
رشد و کمال در گیاهان و حیوانات محدود است اما در انسان قابل
گسترش و توسعه است و حد یقف ندارد، چنانچه انسان از این دو
موهبت (عقل و آزادی) به درستی استفاده کند، می توانداز خاک پای بر
افلاک نهد و در فضای لایتناهی کمالات تا بی نهایت پرواز کند.
به قول شاعر:
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سرکویش پر و بالی بزنم
آزادی و آزادی خواهی جزء ذات و سرشت انسان است، چه آنکه انسان
آزاد آفریده شده و از هر قید و بند و باید و نباید بیزار و منزجر است،
می خواهد در فضای گسترده و بی حصار، زندگی و تنفس کند، زندگی در
محیط آزاد مایه خشنودی و آرامش اوست، در آزادی است که افکار و
اندیشه ها بالنده می شوند، ابتکارات و خلاقیت ها پدیدار می گردد،
انسانهای نخبه و برجسته فرصت ظهور می یابند و بوستان ملت آکنده از
فلاسفه، دانشمندان، مبتکران، مخترعان، عرفا و انسانهای اهل اخلاق و
معرفت و ادب و فضیلت می شود.
متاسفانه در طول تاریخ اشخاص زیاده خواه و مطلق گرا با تکیه بر قدرت،
آزادی انسانها را به نفع خود مصادره نموده و دنیا را برای انسانها مبدل به
اسارت و زندان کرده اند.غارتگران آزادی در قیافه امپراطوران و پادشاهان،
حکومت استبدادی ومطلقه برقرار کرده اند، بر جان، مال و هستی مردم
مسلط شده اند و تاریخ را به نام خود نوشته اند.
تاریخ جهان، تاریخ پادشاهان است نه مردمان. از این جهت است که
مشاهده می کنیم از یک ملت تنها یک نام و مکان مانده است، داریوش و
بنای پرسپولیس، سزار و کولوسئوم یا فرعون و اهرام که سنگ سنگ
آنها بر روی استخوانهای بردگان مفلوک گذاشته شده است، ملت
بی نامند و با خاک یکسان، نه نامی از آنان مانده است و نه آثاری،
غلامان و کنیزانی بوده اند که در زمان صلح دسترنج خود را تقدیم دربار
پادشاهان می کرده اند تا وسائل زندگی پر از اسراف و عیش و نوش آنان
را فراهم کنند و در زمان جنگ در جهت ارضاء غریزه جاه طلبی کسری و
قیصر، جانها و جوانان خود را در اختیار گذاشته اند.
ما چه می دانیم نیاکان ما از این جباران بی رحم چه کشیده اند. شاهانی
که اگر به عنوان تفریح، جوانی را جلوی روی پدرش با تیر می زد، پدر باید
به نشانه گری دقیق و مهارت شاه در تیراندازی آفرین می گفت و اگر بدن
شخص را با تازیانه سیاه می کرد تازیانه خورده باید از شاه تشکر می کرد
که او را مورد لطف قرار داده است و اگر قماربازی می کردند جان بردگان را
مایه و گرو می گذاشتند و برنده به عنوان تفریح برده را به هر نحو که
می خواست، می کشت.
اگر نگران تلخکامی خوانندگان عزیز نبودم، مصادیقی از این دست
می آوردم تا برایمان بیشتر یادآوری شود که اگر خودکامه ای بی تقوی و
گرفتار هوای نفس، بر مردم مسلط شود چگونه هستی مردم را در تیول
خود قرار می دهد و مردم را بی حرمت و بی هویت می سازد.
مع الاسف ملت ایران در طول تاریخ کهن خود از زمان هخامنشیان و قبل
از آن گرفته تا زمان حاضر گرفتار این نوع حکومت های استبدادی بوده اند.
در دوره اخیر هم که علمای اسلام به همراهی مجاهدان ملی با مبارزات
و جان فشانی های بسیار سلطنت استبدادی را مبدل به سلطنت
مشروطه کردند، آن هم دوام چندانی نیافت. تنها در کتابها اسم رژیم
ایران، سلطنت مشروطه بود اما در عمل استبداد خشن بر مردم حکومت
می کرد و در دوران پهلوی علاوه بر استبداد، استعمار هم بدان افزوده
شد.اسلام دین آزادی و آزادی طلبی است و با ظلم و استبداد و استعمار
و استحمار ستیز دارد. یکی از مقاصد اساسی پیامبر اکرم اسلام، مبارزه
با ظلم و آزاد کردن مردم از چنگ استحمار و استبداد بود. قرآن شریف در
آیه 157 سوره اعراف می فرماید:
«وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ» پیامبر می خواهد
مردم را از بار سنگین خرافات و تعهدات خودساخته و دست و پاگیر و غل
و زنجیرهای استبداد، رهائی بخشد.
سردار مقدمه الجیش اسلام وقتی با رستم فرخزاد سردار ایرانی روبرو
شد، رستم پرسید: شما برای چه آمده اید؟ جواب داد: ما آمده ایم مردم را
از بردگی و عبودیت افرادی همانند خود رهائی بخشیم تا همگان خدا را
بپرستند.«اخراج العباد من عباده الناس الی عباده الله»
مولا علی علیه السلام فرمودند: «اِنَّ آدَمَ لَمْ یَلِدْ عَبْداً وَ لا اَمَه وَ اِنَّ النّاسَ
کُلُّهُمْ اَحْرارٌ»
همانا آدم غلام و کنیز نزائیده است، مردم تماما آزاد به دنیا آمده اند و
آزادند.و همچنین به فرزندشان امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:
«تنها بنده کسی باش که تو را آفریده و روزیت بخشیده، بنده دیگری
مباش که خداوند تو را آزاد آفریده است. «لا تَکُن عَبدَ غَیرِکَ وَ قَد جَعَلَکَ
اللهُ حُـرّاً»
انقلاب اسلامی ایران برهمین اساس برپا گردید، شعارهای محوری
انقلاب سه کلمه بود: "استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی"
استقلال از استیلای خارجی، آزادی از استبداد داخلی و قرار گرفتن در
سایه قوانین و مقررات اسلامی ملت ایران با طرد استعمار و استبداد،
نظام اسلامی را انتخاب کرد زیرا اسلام تئوری و نقشه راه خداوند است
برای سعادت و کمال انسان. خدائی که انسان و جهان را آفرید و به
گذشته و حال و آینده انسان و جهان آگاه است و مصالح و مضرات و خیر
و شر انسان را بهتر از خود او می داند؛ در قانون گذاری نفع خود را در نظر
ندارد، چون بی نیاز است و غنی بالذات و تنها خیر و سعادت انسان را
می خواهد. اسلام بهتر و کاملتر از هر قانون و مکتبی است که به دست
و اندیشه افراد بشر تنظیم گردیده. انقلاب اسلامی آزادی را برای ملت به
ارمغان آورد، مقدرات کشور و ملت را از دست مستبدین و استعمارگران
گرفت و تماما در اختیار ملت گذاشت. هم انتخاب نوع رژیم و هم مدیریت
و اداره کشور مستقیم یا غیرمستقیم در ید مردم و تحت اراده ملت
است، رهبر کشور به وسیله خبرگانی انتخاب می شوند که منتخب ملت
هستند، رئیس جمهور و نمایندگان مجلس مستقیما به وسیله آحاد مردم
انتخاب می شوند، شورای شهر و شورای محله و شورای ده و دهستان
به وسیله مردم تعیین و اعضای آن از طرف مردم انتخاب می شوند، یک
دموکراسی وسیع با خواست و اراده مردم در همه صحنه ها و عرصه های
کشور.امام فرمودند: انتخابات در اختیار هیچ فرد و گروهی نیست نه
روحانیت نه ائمه جمعه و جماعات نه مسئولان و نه احزاب و گروهها،
انتخابات در اختیار مردم است و میزان رای ملت است، شما ولی مردم
نیستید شما وکیل مردم هستید، مردم اگر اشتباه هم کردند خودشان
درست می کنند، این مردم استبدادزده هستند باید آزادی و دموکراسی
را تمرین کنند مانند کودکی که تازه راه می افتد، زمین خوردن هم دارد این
زمین خوردن ها پاهای اورا محکم تر می کند، مردم در این افت و خیزها و
آزمون و خطاها می آموزند که به نفع آنهاست که درست انتخاب کنند،
فردی، گروهی،جناحی فکر نکنند بلکه ملی و مردمی بیندیشند، تقلب
احتمالی در انتخابات یا مهندسی انتخابات خیانت به حق مردم و آزادی
ملت است، فرمودند قوای قهریه اعم از سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و
بسیج حق ورود در سیاست و جریانهای سیاسی را ندارند که این آغاز
استبداد و دیکتاتوری خواهد بود، هم به زیان خود نیروهای مسلح است و
هم به زیان مردم.بدین گونه انقلاب اسلامی، آزادی و هویت انسانی را به
مردم بازگرداند و گوهر گم شده استقلال و آزادی را در اختیار مردم قرار
داد. ضمنا این نکته را نباید از نظر دور داشت که منظور از آزادی، آزادی
مطلق نیست. زیرا آزادی مطلق و بی مهار یا به ولنگاری و بی بند و باری
می انجامد و یا به استبداد و ستمگری.
آزادی حد و حدودی دارد و حد و حدود آن آزادی دیگران است تا همه
بتوانند شاهد آزادی را در آغوش گیرند و از نعمت آزادی معقول، بهره مند
گردند.و تو ای آزادی، ای فرشته خونین بال، مرغک پرشکسته، محبوب
محبوس، الهه مغصوب، تو را می ستایم. تا تو را غصب کردند دیو ظلمت
آمد، پاسداران تاریکی هجوم آوردند، عفریت وحشت و ستم بر آدمیان
چیره شد، قلمها شکست، زبانها بریده شد، شیران در زنجیر گرفتار
شدند، آزادگان در محبس گرفتار آمدند، عاشقانت برسر دارها رفتند، تا با
تن و جان خود آزادی را فریاد کنند.
ای آزادی، ای فرشته خونین بال، ای همای سعادت که بر سر هر شخص
و ملتی که نشستی، خوشبختی و رستگاری آوردی؛ با تو می شود
خوشبخت زیست و به فلاح رسید آیا زیباتر و دلنشین تر از تو، نامی
می توان یافت؟همواره در جستجوی تو بوده ام، تو را می ستایم و به تو
عشق می ورزم. از هر چه بند و زندان است، بیزارم؛ زندان استبداد و
زندان خرافات و زندان تعصبات بی منطق و کور و زندان تقلیدهای
بی منطق از بیگانگان. به سوی فضای باز و گسترده ای روانم که نامش
حریت است و آزادی!من مسافر راه آزادیم.آنجا که تو نباشی حقارت
است و رذالت، اسارت است و ستم، وحشت است و تاریکی، شکنجه
است و اختناق و مرگ است و نابودی.ای آزادی تو را می ستایم و به تو
عشق می ورزم که عاشقان تو آزادگان گرفتار در زنجیر در سلولهای تاریک
و نمور و مظلومان گرفتار ستم اند. اینک که تو را پس از سالها مجاهدت و
مبارزه و عبور از دالان شکنجه و خون به دست آورده ام، از دستت نخواهم
داد، تو را رها نخواهم کرد که نگهداری تو از به دست آوردنت آسان تر
نیست.درود به روان پاک امام رهبر آزادگان، درود بر جسم و جان جوانان
به خاک و خون خفته آبیاران بوستان آزادی، درود بر مردم رشید و آگاه
نگاهبانان آزادی.
ادامه دارد...
برچسب: آزادی و,آزادی,یکی بین آزادی و انقلاب,
نویسنده: مهدی رادمنش