با پیروزی انقلاب اسلامی، دست استعمار از کشور کوتاه شد، استقلال
سیاسی تامین گردید و شعار نه شرقی و نه غربی انقلاب تحقق یافت.
امروزه بحمدالله هیچ قدرت و ابرقدرت جهانی نمی تواند خواست خود را بر
ملت و دولت ایران تحمیل کند. اما کار اصلی و اساسی باقی مانده است
و آن تحقق عملی رنسانس اسلامی و سازندگی و آبادانی کشور است،
در ابعاد گوناگون علمی، اخلاقی و اقتصادی.
ما تا از نظر علمی رشد نکنیم، در هیچ بُعد دیگری رشد نخواهیم کرد.
رشد و ترقی علمی پایه و اساس رشد و ترقی در هر زمینه دیگری است
و تا از نظر اقتصادی پیشرفت نداشته باشیم و نتوانیم روی پای خود
بایستیم، استقلال ما کامل نشده است. جامعه فقیر و محتاج هیچ گاه
نمی تواند عزیز و مستقل باشد.
آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است، احتیاج است، احتیاج
و نیز تا از نظر اخلاق و آداب و تربیت انسانی ارتقاء نیابیم ، انقلاب به
هدف خود نرسیده است.کدام آبادانی برای یک کشور و جامعه مهمتر از
داشتن انسانهای متعالی، نیک سیرت و با اخلاق است.
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است
تمامی تلاش پیامبران الهی برای تربیت انسانهای خلیق و با فضیلت بوده
است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «اِنّی بُعثِتُ لِاُ تَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاق.»
من برای به کمال رساندن بزرگواریهای اخلاقی مردم مبعوث شده ام.
هدف اصلی انقلاب اسلامی نیز همین است.
ترقی و تکامل علمی، اقتصادی و اخلاقی جامعه باید وجهه همت مردم
عزیز و دولت ایران در هر زمان و مکان باشد. اما اکنون با توجه به شرایط
موجود کشور و اینکه رهبر معظم امسال را سال اقتصاد مقاومتی، اقدام
و عمل نام نهاده اند، در حدّ ظرفیت مقاله به بعضی مسائل اقتصادی
می پردازیم.
با پایان گرفتن جنگ، آقای هاشمی رفسنجانی که آن زمان رئیس جمهور
بودند، دولت سازندگی را تشکیل داده و هدف خود را بازسازی
خرابی های جنگ و ساختن بنیادهای اقتصادی کشور قرار داد و تا حد
زیادی در این هدف موفق گردید. خرابی های جنگ ترمیم یافت، زیربناهای
اقتصادی ساخته شد و قطار اقتصادی کشور در ریل پیشرفت قرارگرفت.
اگر ماشین اقتصاد با همین آهنگ پیش می رفت، امروز شرایط اقتصادی
کشور به گونه دیگری رقم می خورد، اما چنین نشد، در زمان آقای خاتمی
روند سازندگی کندتر شد اما در حال پیشروی بود و بیشتر به توسعه
سیاسی و گفتگوی تمدنها پرداخته شد.
در زمان آقای احمدی نژاد سیستم اقتصادی کشور هماهنگی خود را از
دست داد و راه سراشیبی و از هم گسیختگی را پیمود به طوریکه وقتی
آقای روحانی دولت را از سلف خود تحویل گرفت، خزانه کشور خالی بود،
تحریم های بین المللی فشرده و گلوگیر شده بود، بسیاری از بنگاه های
تولیدی متوقف و نیمه متوقف و زیان ده بودند و بر اثر شوک تورّمی، ثروت
مردم یک شبه به یک سوم تقلیل یافته بود، قیمت ها ساعتی بالا
می رفت، بسیاری از طرحها نیمه تمام مانده بودند بدون اینکه اعتباری
برای اتمامشان وجود داشته باشد، حدود پانصد هزار میلیارد بدهی از
سیستم بانکی و پیمانکاران روی دست دولت مانده بود بعلاوه مسائلی
از قبیل بزرگ شدن حجم دولت و شرکتهای دولتی و مسئله یارانه های
نقدی، بیکاری های گسترده، از هم گسیختگی انضباط مالی و
اختلاسهای بزرگ هزاران میلیاردی...
آقای روحانی در جهت رفع این مشکلات و ایجاد تحرک اقتصادی، در آغاز
شکستن تحریم های بین المللی و مهار تورم را مدنظر قرارداد و با دو سال
دیپلماسی فعال و مذاکرات نفس گیر با شش قدرت جهانی سرانجام
برجام به امضا رسید و تحریم های بین المللی مرتبط با انرژی هسته ای
شکسته شد. متعاقب آن تاکنون دهها رئیس جمهور و نخست وزیر، وزرای
امورخارجه و هیئت های کلان اقتصادی شرقی و غربی به ایران سفر
کرده اند و تفاهم نامه های اقتصادی به امضا رسیده است. تورم نیز کنترل
شده اما رکود همچنان باقی است، هزاران کارخانه متوقف یا نیمه متوقف
هستند، یک میلیون و ششصد هزار تحصیل کرده جویای کار وجود دارند
که سالیانه حدود هشتصد هزار نفر بر این تعداد افزوده می شود و بدهی
دولت به بانکها صفر نشده است.
آنچه از جهت پویایی اقتصاد مولد و اشتغال زا باید به فوریت انجام گیرد،
یکی جلوگیری از ورود اجناس لوکس و واردات بی رویه و همچنین قاچاق
است و دیگر فراهم کردن سرمایه جهت به گردش در آوردن چرخ تولید. در
این جهت دو فرصت ارزشمند در دسترس دولت است یکی اجرا کردن
تفاهمات اقتصادی با کشورهای خارجی و دوم جذب و هدایت نقدینگی
داخلی به چرخه تولید.
برای اجرائی شدن تفاهم نامه های خارجی نیاز به اعتمادسازی بیشتر و
قوی تر وجود دارد، دنیا نمی تواند از خاورمیانه با جمعیّت350 میلیونی و
آکنده از انرژی چشم بپوشد و ایران با وسعت و تنوع سرزمینی و ثبات و
امنیت موجود، برای سرمایه گذاران بسیار جذاب است اما بعضاً
کارشکنی های جمهوری خواهان آمریکا و صهیونیسم و ارتجاع عرب
منطقه و بعضی تُندرویها و بداخلاقی های جریانهای سیاسی در داخل،
روند کار را کُند و متزلزل می سازد ، سرمایه گذاران اقتصادی محیط امن و
با ثبات می خواهند، هیچ کس در محیط زلزله خیز ساکن نمی شود،
روی امواج خانه نمی سازد، دولت جهت جذب سرمایه به اعتمادسازی
بیشتری نیازمند است.
بنا به گفته ها، هم اکنون یکهزار میلیارد دلار نقدینگی در کشور وجود دارد
که مبلغ کلانی است این پول گرچه متعلق به مردم است ولی در اختیار
بانکهاست. هیچ کس در جیب یا در صندوق خانه خود پول نگه نمی دارد،
دست به دست هم که بشود به بانکها برمی گردد.
دولت باید با تدبیر و تعامل این پول را به بخش تولید وارد کند تا به ازدیاد
کالا و اشتغال زایی و از میان رفتن رکود و جلوگیری از تورم منجر شود، در
این صورت اقتصاد رونق می یابد، رونق مطمئن و پایدار والا این نقدینگی به
سمت دلالی و ورود کالای خارجی و قاچاق سرازیر خواهد شد، چنانکه
شده است.
دولت باید سیستم بانکی را اصلاح کند، سوددهی و سودگیری را
متناسب با تورم تنظیم کند، تا وقتی بانکها به صورت پنهان و آشکار به
پولهای کلان بین 24 تا 28 درصد سود می دهد، کسی پول را به سمت
تولید نخواهد بُرد و خود را به دردسر نخواهد انداخت بلکه در بانک
می گذارد و سود می گیرد و به گردش در تایلند و آنتالیا و... به سفر
تفریحی می رود و تا هنگامی که بانک در وامی که می دهد 30 تا 35
درصد سود می گیرد ، هیچ تولید کننده ای قادر نخواهد بود کالائی تولید
کند که قابل رقابت با مشابه خارجی باشد، تنها دلالان چنین وام هایی
می گیرند و راهی چین و ترکیه می شوند و کالایی که می آورند به ده برابر
قیمت در داخل می فروشند. چنین اقتصادی بیمار است و تولید را به
ورشکستگی می کشاند، چنانکه کشانده است. اینگونه اقتصاد به زیان
همه تمام می شود حتی خود بانکها.
بانکهای ما چون افعی می مانند که دیگران را بلعیده اند، اکنون به دم خود
چسبیده اند و خود را می خورند بدون اینکه متوجه باشند، موسسه مالی
میزان و ثامن الحجج به همین سرنوشت دچار شدند و موُسّسه پر
طمطراق پدیده با دهها هزار سهامدار، قربانی همین سیستم بانکی شد
و هزاران کارخانه و کارگاه دیگر نیز. رفع این معضلات با حرکت محتاطانه و
گام به گام میسر نیست و دولت محترم به شجاعت و جسارت و تحرک
انقلابی بیشتری نیازمند است.
ادامه دارد...


برچسب:
نویسنده: مهدی رادمنش