کلمه جمهوری اسلامی رکن اساسی و استراتژیک انقلاب بود، که از دو
بخش اسلامیّت و جمهوریت تشکیل می شود. مراد از جمهوری مردم
هستند و مراد از اسلامی مکتب و محتوای نظام است.
جمهوریت و اسلامیّت یک روج به هم پیوسته و تفکیک ناپذیرند، چه آنکه
نظام اسلامی منهای حضور و خواست مردم تحقق ناپذیر است و مردم
منهای نظام اسلامی، یعنی جامعه و حکومت منهای اسلام و این خلاف
وظیفه دینی و از میان بردن هدف انقلاب اسلامی است.
مردم از این جهت جمهوری اسلامی را انتخاب کردند که اسلام آئین
آنهاست، انقلاب نیز به انگیزه وظیفه دینی شکل گرفت، بذر آن در ماه
محرم و روزهای عزاداری امام حسین (ع) افشانده شد و با خون شهدای
پانزده خرداد (دوازدهم محرم) آبیاری گردید و در ماههای رمضان، محرم،
روزهای تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی اوج پیدا کرد، رهبر و پیشوای
انقلاب یکی از فرزندان رسول خدا و مجتهد و مرجع دینی بود، مردم
مقتولان و مجروحان خود را شهیدان و جانبازان
راه اسلام دانسته و با روی خوش از این شهادت ها استقبال می کردند،
به علاوه اسلام را مکتب و مرامی می دانند که آفریدگار جهان برای
انسان پسندیده و بهترین و کاملترین مکتبی است برای بشریّت که مزایا
و ارزشهای تمامی ادیان آسمانی را در بر دارد زیرا دین کامل و نهانی
خداوند برای تمامی انسانهاست. لباسی است که از ناحیه خداوند به
قامت انسان دوخته شده است، به همین جهت مردم ایران در همه
پرسی سراسری انتخاب نوع نظام، با اکثریت قاطع 2/98 درصد به
جمهوری اسلامی رأی دادند و آنرا به عنوان نظام منتخب و مورد قبول
خود پذیرفتند.
آنها که حرف از جمهوری منهای اسلام می زنند، ابتدا باید مکتب و مرامی
بهتر و یا لااقل هم سطح اسلام ارائه کنند آنگاه به دنبال چنین ادعایی
باشند،که هرگز نخواهند توانست و آنها که نقش و رأی مردم را صوری و
تشریفاتی تلقی می کنند، باید ابتدا مسئله اختیار و حق انتخاب مردم را
که خداوند به آنها تکویناً اعطا فرموده است حل کنند، آنگاه چنین ادعائی
را دنبال کنند. رأی مردم در انتخابهای متعدد نظام اسلامی اصالت و
موضوعیت دارد و یکی از ملزومات نظام اسلامی است.
امام حسن عسکری علیه السلام در حدیث شریف «مَن کانَ مِن الفُقَهاءِ
صائنا لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطِیعا لِاَمرِ مَولاهُ، فَلِلعَوامِّ أن
یُقَلِّدُوهُ » ولایت امام معصوم در کشف و گزینش رهبر در زمان غیبت را از
طریق مردم اعمال فرموده است.
در اینجا مناسب است سیر شناسایی و انتخاب زمامدار اسلامی که در
زمان ما از آن به ولی فقیه تعبیر شده است، کمی توضیح دهم: بدین گونه
که هر جامعه ای احتیاج به زمامدار و رهبر دارد. از نظر اسلام، زمامدار
مسلمین باید کسی باشد که در زمان خود داناترین شخص به اسلام و با
تقواترین آنها در مهار نفس خود از انحرافات و هواهای نفسانی و
عادلترین و تواناترین مردم در اجرای مسئولیت های زمامداری باشد. در
دوران قبل از غیبت این خصوصیات در امام معصوم محقق و منصوص است
و در دوران غیبت این امر به عهده مردم گذاشته شده که چنین شخصی
را به نسبت هر زمان کشف و شناسایی نموده و ولایت او را بپذیرند و تا
زمانی که مشخصات فوق در او ثابت است بر مردم ولایت و امارت دارد،
این جریان در نظام جمهوری اسلامی دیده شده و ضابطه مند گردیده
است.
اختیارات ولی فقیه مطلق است در چارچوب مسئولیت، با حفظ اصول و
نصوص اسلام. زیرا اختیارات باید متناسب با مسئولیت باشد و این
اختیارات برای هر مسئولی در نظام اسلامی به تناسب مسئولیت
محقق است و امری است عقلانی، زیرا معقول نیست به شخصی
مسئولیت و وظیفه ای بسپارند ولی اختیارات لازمه آن مسئولیت را به او
ندهند.
اما اینکه نظام اسلامی چه دستاوردی برای مردم داشته است،
مهمترین آنها همان استقلال و آزادی است.
ملت ایران در طول تاریخ کهن خود در نظام استبدادی حکومت مطلقه
شاهنشاهی، هیچ حق رأی و حتی حق اظهار وجود نداشته (البته
حکومت مطلقه دریک صورت می تواند مفید باشد زیرا از قاطعیت بیشتری
برخوردار است و آن وقتی است که حاکم معصوم باشد و مصون از خطا و
گناه در غیر این صورت حکومت مطلقه مساوی است با ظلم و استبداد
مطلقه). اخیراً (دوران پهلوی) استعمار هم بر استبداد افزوده شده بود،
هم آزادی مردم دستخوش تاراج بود و هم استقلال آنان، بعد از استقرار
نظام اسلامی مردم ایران از استقلال سیاسی برخوردار گردیده اند. اکنون
هیچ کشوری اعم از قدرتها و ابرقدرتها نمی تواند نظرات و خواست خود را
به ملت و دولت ایران دیکته کند و از نظر آزادی نیز اکنون کشور در اختیار
آحاد ملت است، هرکس در هر جایگاه اعم از شهری و روستایی، باسواد
و بی سواد، شیعه و سنی، کلیمی و مسیحی و زرتشتی، در سرنوشت
کشور و جامعه خود شریک است و سهمی از مقدرات کشور را در دست
دارد.
از رهبر گرفته تا رئیس جمهور، وکلای مجلس، اعضای شوراهای شهر،
روستا، منطقه و محله، مستقیم و غیرمستقیم با رأی آحاد ملت تعیین
می شود و باید در برابر ملت پاسخگوی عملکرد و مسئولیت خود باشند،
یک دموکراسی گسترده و آزاد در کشور جریان دارد و
حضرت امام راحل مکرراً تاکید می فرمودند که ملت از این حق خود آگاه
باشند و از استیفای حق خود غفلت نورزند و می فرمودند میزان رای ملت
است ولو اشتباه کنند، تجربه پیدا می کنند و خودشان اشتباه خود را
اصلاح می کنند. مسئولان در هر رده، ولی مردم نیستند، وکیل مردمند،
ارباب مردم نیستند، خدمتگزار مردمند، حق دخالت در رأی مردم را ندارند
و این دستاورد بزرگی برای ملت ایران است. منتها هر نعمتی ربایندگانی
و هر ثروتی سارقانی دارد، ملت باید مراقب باشند آزادی و استقلال و
حقوق آنها، از آنها ربوده نشود.
رأی دادن هم حق است و هم تکلیف و تکلیف آنست که هرکس به طور
آزاد و آگاهانه و به دور از انگیزه های نژادگرایانه و رفیق بازانه و سایر
گرایش ها بلکه براساس حق و صلاحیّت انتخاب کند و رأی بدهد. نظام
اسلامی نظام شایسته سالارانه است، در هر رده ای باید
شایسته ترین ها را انتخاب کرد و اگر غیر از این باشد و با انگیزه هائی غیر
از صلاحیت و شایستگی، اشخاص برگزیده شوند و مسئولیت به آنها
سپرده شود؛ عوارض ناگواری در پی خواهد داشت و آن عوارض دامن گیر
همه افراد جامعه خواهد شد و زیانش به همگان خواهد رسید. درصدر
اسلام بعد از رسول اکرم انتخاب براساس شایستگی انجام نشده و
عوارض دردآور آن تا کنون دامنگیر جامعه اسلامی است.
کسانی که می خواهند به اسلام و جامعه اسلامی خدمت کنند، به
دنبال مُهره چینی، یا تقلب و یا مهندسی هدایت شده در انتخابات نباشند
که این یک انحراف و نفاق است بلکه به بالابردن سطح آگاهی و رشد
تقوی و ایمان مردم بپردازند تا مردم براساس آگاهی و به دور از هواهای
نفسانی انتخاب کنند و شایستگان یعنی انسانهای دانا، توانا و باتقوی
مسئولیت ها را در جامعه اسلامی عهده دارشوند.
ادامه دارد...


برچسب: سه رکن اساسی انقلاب,
نویسنده: مهدی رادمنش