خرید بک لینک

در قسمت پیشین، پیرامون ارزش و جایگاه آزادی در اسلام و نقش

انقلاب در تامین آزادی و نیز نقش محوری مردم در اداره کشور توضیحاتی

داده شد. امید است دستگاههای حکومتی کرامت مردم را پاس دارند و

حقوق مردم را چنانکه در قانون اساسی آمده است، بسان یک امانت

گرانبها مورد رعایت قرار دهند. مردم به انقلاب معتقد و وفادارند، اما کم و

بیش از کم و کیف عمل مسئولان امر گله دارند، انقلاب را پشتیبان و

حافظند، اما جواب مسئولان خاطی و وظیفه نشناس را پای صندوقهای

رای می دهند، مردم در این امر تنها نیستند، خدا و خون شهیدان و روح

قدسی امام، پشتیبان آنان است.اکنون به قسمت دیگری از اهداف

محوری انقلاب وارد می شویم: «استقلال».

استقلال یکی از شعارهای محوری انقلاب بود، در کنار آزادی. آزادی

رهائی از استبداد و ستم داخلی بود و استقلال رهائی از سلطه و

بهره کشی خارجی.هر دو ستمند و تحقیر، اما ستم و تحقیر بیگانه بسی

سخت تر و تحمل ناپذیرتر از ستم کشیدن از خودی است. برای من تحمل

ستم خشایارشای و نادرشاه افشار آسان تر است از تحمل ستم دوران

رضاخان و محمدرضا شاه. زیرا آنان ظلم می کردند اما مستقل بودند و

اینان علاوه بر ستم خودشان، بیگانه را نیز بر ملت مسلط کردند. در برابر

ملت مغرور و گردنکش بودند و در برابر بیگانه ذلیل و این تحقیر مضاعفی

بود برای ملت ایران. شاید به همین علت بود که وقتی دانشجویان پیرو

خط امام سفارت آمریکا را تصاحب کردند، امام بی درنگ از این امر حمایت

نمودند و آنرا انقلابی بزرگتر از انقلاب اول دانستند. استبداد انسان را

تحقیر می کند، اما استعمار آدمی را بی هویت می سازد و اشغال سفارت

آمریکا و افشای اسناد توطئه و جاسوسی آنها، سمبل بیرون راندن

استعمار بود و هیمنه استعمار را در جهان سوم درهم شکست.

استعمار انواعی دارد: استعمار سیاسی، استعمار اقتصادی و استعمار

فرهنگی و نوع اخیر آن خطرناکترین نوع آن است. انواع دیگر استعمار،

ولیده شوم همین نوع استعمار است.

درگذشته استعمار به وسیله قوای قهریه و نیروهای نظامی انجام

می گرفت و ملت مغلوب به ناچار تسلیم می شد اما روح و دل او آزاد بود و

هر زمان که فرصت می یافت علیه استعمارگر قیام می کرد و خود را نجات

می داد اما استعمار فکری و فرهنگی روح و دل را تسلیم می کند و اراده

را به تسخیر استعمارگر درمی آورد و استعمارزده ادا و اطوار او را تقلید

می کند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ»

زیرا هرکس خود را به قوم دیگری شبیه سازد، دیگر به جامعه و فرهنگ

خود وابسته نیست، از خود بیگانه شده، خود را انکار کرده و از خود

گریخته و به دامن بیگانه پناه جسته، خود را فنا کرده تا در قیافه دیگری

بقا یابد و با نفی خویش به شکل دیگری مسخ شده.

 انسان گیاهی نیست که از ولادتش آغاز شده باشد، بلکه درختی است

که در اعماق تاریخ و فرهنگش ریشه دارد و از آن دائما تغذیه می کند.

تلقین ناامیدی و ناتوانی یکی از ابزار استعمار است. نیروی حقیقی

استعمار در عقده ناتوانی قربانی وی نهفته است. اگر نفوذ استعمار

ادامه یابد. به جائی می رسد که ملت استعمارزده توان و اراده خود را از

دست می دهد و مسحور و مقهور استعمارگر می شود، مانند پرنده ای که

در برابر نگاه مار افسون شده، بالهای خود را فراموش می کند یا بسان

بچه آهویی که در برابر نگاه شیر قدرت پاهای خود را برای فرار از دست

می دهد اصطلاحا به این موجود گفته می شود مُستَسبَع یعنی سَبُع زده،

انسان استعمارزده به چنین حالتی درمی آید، مسئله اینست که چگونه

می توان این پرنده را متقاعد کرد که نیرومند است و می تواند بر مار پیروز

شود و برای این پیروزی، کافی است به خود اعتماد کند و از بالهای خود

غافل نماند. در مسئله انسانها نیز همین است، باید ملت استعمارزده را

متقاعد ساخت تا دریابند که توانا هستند و قادرند خود را از تخته بند

بردگی استعمار آزاد سازند، شرط اینست که این مردمان به نیروی خود

اعتماد کنند و وارد میدان کارزار انقلابی شوند.

امام به این راز نهفته در ملت آگاه بود و به توانائی آنان ایمان داشت و این

هنر را داشت که حس امید و اعتماد را در مردم بیدار کند. با

شجاعت های بی نظیر خود روح شجاعت به مردم دمید، مردم یکپارچه و

مصمم به پاخاستند و با کنارزدن متولیان استبداد و استعمار هم آزادی را

به دست آوردند  و هم استقلال را، اما هر نعمتی احتیاج به مراقبت و

نگهداری دارد.حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:

«اَحسِنوُا جِوارَ النِّعَمِ فَاِنَّها وَحشِیَّه وَ مَا نَأَت عَن قَومٍ فَعَادَت اِلَیهِم»

(تحف العقول)

با نعمت ها نیکو همزیستی کنید، زیرا آنها چون مرغ وحشی هستند اگر

از دست قومی رفتند بسیار بعید است که برگردند. حال، استقلال و

آزادی هم دو نعمت بزرگ و دو پرنده وحشی هستند، دزدان آزادی و

غارتگران استقلال فراوانند و اگر مراقبت نکردند، ربوده می شوند. چنانکه

گفته شد، در گذشته استعمارگر به وسیله قوای قهریه و نظامی چتر

استعماری خود را بر سر ملت ها می گشود، این نوع استعمارگری

نامطمئن بود و پرهزینه، اما امروزه استعمار، اهداف استعماری خود را نه

با ابزار خشن و سخت، بلکه از طریق نرم افزارهایی چون وسائل ارتباط

جمعی، فیلم و سینما، ماهواره و فضاهای مجازی دنبال می کند.

نخستین کاری که می کند اینست که نسل را از تاریخ و فرهنگ

ومعتقداتش جدا می کند، ایدئولوژی و فرهنگ او را دگرگون جلوه می دهد

به طوریکه به فرهنگ و ایدئولوژی و سنت های خود بی رغبت شوند.

سکس، اعتیاد، بیکارگی، ولنگاری، سردر موبایل بردن و در وادی

بی سرانجام فضای مجازی سرگردان شدن، کم کاری، پرتوقعی،

تنوع طلبی و بی هدفی، اتهام، اختلاف، بدخلقی... از ابزار و دامهای

استعمار برای ملت به ویژه جوانان است. ما امروزه از نظر سیاسی

مستقل هستیم و هیچ قدرت و ابرقدرتی نمی تواند خواست خود را به ما

دیکته کند، اما از نظر فرهنگی و اقتصادی وابستگی هائی داریم متولیان

فرهنگی باید وابستگی های فرهنگی را رصد کنند و برای قطع آن

چاره اندیشی نمایند.فرهنگ یک جریان نرم است و نافذ، نافذتر از آب و

نرم تر از هوا، راه مقابله با آن فحاشی و دیش ماهواره شکنی و فیلترینگ

کانالهای مجازی نیست، جلو امواج را نمی شود گرفت. بعضی

ممانعت های ناشیانه افراد را حریص تر می کند و باید با هرچیز با ابزارهای

مشابه خودش مقابله کرد، بجای محدودیت سازی باید سراغ

مصونیت بخشی رفت. رسانه های جمعی به ویژه صدا و سیما، در این

زمینه نقش بسیار موثر و حساسی دارند. فیلمها و سریالهای القا کننده

دزدی، حیله گری و دعواهای خانوادگی ممکن است باعث سرگرمی

شوند اما نمی توانند فرهنگ سالمی را به خانواده ها القا کنند. منابع

فرهنگی و تاریخی ما بسیار پرمحتوی و قوی است اما سینماگران ما از

به تصویر کشیدن آنها ناتوانند. بعضی اصلا درک این معنا را ندارند،

کانالهای متعدد تلویزیون محتوای لازم را ندارند. چه بهتر که تعداد کانالها

محدود اما پرمحتوا و باکیفیت شود، تحلیل های یک سویه و ارائه اخبار

گزینشی صدا و سیما را در حد یک رسانه گروهی پائین آورده است و

نمی تواند مخاطب جذب کند، انتظار این بود که صدا و سیمای جمهوری

اسلامی در جایگاهی قرارگیرد که هرکس، در هر کجای دنیا بخواهد اخبار

صحیح و تحلیل های عالمانه و جامع بشنود؛ به صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران مراجعه کند. صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید ناشر

اعمال و افکار و اخلاق انسانی باشد و درس آزادگی و اخلاق به جهانیان

عرضه کند، همان گونه که امام فرمودند: یک دانشگاه باشد، آن هم

دانشگاه فراملی و منطقه ای و بلکه جهانی؛ نه اینکه به گونه ای عمل

کند که بخش بزرگی از مردم آنرا صدا و سیمای میلی نام نهند و به

ماهواره روی آورند.امید آنکه مدیریت جدید صدا و سیما با وسعت نگرش

بتواند این معنا را برای صدا و سیما فراهم نماید.

ادامه دارد...


 

برچسب: استقلال,اسلامی, نویسنده: مهدی رادمنش تاريخ: دوشنبه 22 آذر 1395 ساعت: 11:14

صفحه بندی